هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه... ولي حداقل مي تونه يادش بده که وقتي شکست لبه تيزش دست اوني رو که شکستتش نبرهزندگي اجبار است ... مرگ اختيار است... عشق يک بار است... جدايي دشوار است... ولي نفس کشيدن بي تو محال استزندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن.
براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت... تا مبدا دلش بشکنه